|
هر چه هستیم از رویاهای کودکی ست.هر چه هستیم از رویاها و تصورات است.
من در جهت همان آرمان ها و رویاهای کودکی زندگی می کنم و نقشه های کودکی ام را عملی می
کنم و آن رویاها و برنامه ها را به واقعیت بدل می کنم،شما هم احتمالا همین کار را می کنید.
در زندگی خود جستجو کنید ،ببینید که مسیر زندگی تان نمود رویاهای کودکی تان است و شاید
فراموش کرده اید.
" ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای"
در اختیار ما قرار داده و ما فقط باید توانایی درست زیستن را داشته باشیم و قدر زندگی کوتاه و گذرا را
بدانیم.
ولی متاسفانه فرهنگ جنگیدن و زرنگ بودن و شرایط فوق العاده بر زندگی ها و جوامع حاکم شده.همه
فکر می کنند که ممکن است سرشان کلاه برورد و می خواهند زرنگ باشند،
درگیر و دار همین بازیها به یکباره می بینند که عمر تمام شده و حسرت روزهای گذشته را می خورند،
زندگی عمیقا خالی از مشکل است،مشکل از من و شماست،
آزاد و رها زندگی کنیم.
استعداد،بهترین منابع طبیعی و ... می گویند ما تافته ی جدا بافته ایم.
این تبلیغات کلان بر تک تک انسان ها اثر می گذارد و غرور کاذبی ایجاد می کند.حتی آدم های بی سواد
هم احساس دانایی می کنند.افراد در زندگی خیالی خود فکر می کنند چیز خوب و کاملی هستند و
حتی از حیوانات و انسان های سایر ملل هم برتر هستند،این دیدگاه غلط باعث می شود از تغییر و رشد
باز بمانند.
یک عامل مهم بسیاری از مشکلات مردم همین غرور کاذب است و اینکه فکر می کنند خوبند و فکر می
کنند دانا هستند و اینکه فکر می کنند برترند.
غافل از اینکه راه خیر و صلاحت و خوشبختی به همین راحتی ها بدست نمی آید و به تحولات و تلاش
های فردی نیازمند است.
ابتدا باید ضعف ها و نادانی ها و حقارت هایمان را شناسایی کنیم و بپذیریم تا بتوانیم به طور واقعی و
عینی به سمت قدرت و توانایی و بزرگی حرکت کنیم.
زمستانی و یا تصویر حمله ی بی رحمانی ی جانوری به جانور دیگر هم بدبختی وجود ندارد،حتی
حیوانی که که مورد حمله قرار می گیرد گریه نمی کند،غرغر نمی کند بلکه واکنش طبیعی نشان می
دهد،همه جا نوعی آزادی و زندگی و پویایی وجود دارد و همه چیز در حرکت و لذت سرشار.
در طبیعت زیبا و وحشی،خبری از مشکلات روانی و خودخواسته انسانی نداریم،خبری از ضعف روانی یا
افسردگی یا مشکلات مالی و خانوادگی و سیاسی نیست.
همه راحت و آزاد هستند،چون با طبیعت زندگی می کنند و خود را با اصل هماهنگ کرده اند و در
اصل،زندگی می کنند.
انسان که از مسیر طبیعی خارج شده،خرد را هم فراموش کرده است و درگیر انواع و اقسام مشکلات
و بدبختی های خودخواسته شده،بدبختی هایی که حاصل ضعف و عدم تعادل خودش است.
بده بستان ها برای بسیاری سخت است.
البته در مورد من این مسئله بر عکس است و همیشه دوست داشته ام فرصت هایی برای درون کاوی
داشته باشم،ولی فکر می کنم مهمترین دلیل فرار از تنهایی و مشغولیت دائمی اذهان،مشکلاتی باشد
که در درون خود انسان هست.مشکلاتی که در تنهایی فعال می شوند و فرد اراده و توان مواجهه را ندارد.
با مشغولیت ها می خواهیم آنها را فراموش کنیم.آنها را تسکین دهیم و متوقف کنیم،
مهم تر از آن باورها و پیش فرض هایی که این مشکلات را دوچندان می کنند.
بعد که بیشتر کند و کاو می کند می بیند که چیزهای بسیار مهمتری از "خود" و دغدغه هایش هم وجود
دارند و در مقابل قدرت هستی سر خم می کند!
تسلیم می شود و دغدغه های شخصی و منیت ها را رها می کند.و حاصل این تسلیم،مشاهده و
آگاهی بیشتر و بهتر است که خودش زمینه ساز خوشبختی و آرامش است.
{ البته جریان بالا در مورد خودم صدق می کرد و نسبت به تعمیم آن به دیگران اطمینانی ندارم! و منظور
از جوانی،خامی و بی تجربگی ست ;) }
این کیست که گاهی سخن می گوید؟
به درون خودم نگاه می کنم،
غریبه ای می بینم.
که زندگی ام را تلخ می کند،
کودکی ام هنوز با من است.
- در بیشتر مواقع،
به ما ثابت می شود که:
افکار و دغدغه های کاملا جدی گذشته،خواب و خیالی بیش نبوده اند.
- هر چیزی علتی دارد،
هر چیز بد و خوبی در وجود ما،علتی دارد که از خودمان و از رفتار و انتخاب گذشتمان ناشی می شود.
- احساس شاعرانه حاصل غمی عظیم است.
محرومم از زندگی،
در میان بندهای گوناگون.
و برای خودم شعر می سرایم!!!
خشونت و دورویی و دروغ کی برای ما آرامش و خوشبختی آورده است؟
هر تغییر و بهبودی با کمک مهر و راستی و یکرنگی حاصل می شود و با یکرنگی انسان از محدوده ها و
حصارهای پیشرفت عبور می کند.
مهر و راستی را در همه جا منتشر کند.
می تواند شاد و آزاد زیست کند و هیچ مانعی در برابرش نخواهد بود.
- چیزها و مسائل را برای خودت بزرگ نکن،
همه چیز گذراست،
از هر لحظه و هر موقعیتی لذت ببر و شاد باش.
- باید همیشه زندگی کرد و متوقف نشد.
ادراک،به هوش قوی منجر می شود و جلوی بسیاری از آسیب ها و رنج ها را می گیرد.
شناخت آزاد و صحیح انسان را از قید و بند احوال محیط می رهاند و زندگی را بر او شاد می کند،او را از
ناراحتی ها و توهمات خودساخته می رهاند و زمینه ی رشد او را فراهم می کند.
انسان دربند چیزها و مسائل و باورها نمی تواند شناختی آزاد و در نتیجه هوش قوی داشته باشد،
شناخت و ساختمان های شناختی باید روشن و پیوسته و رها از باورهای تحمیلی و عادتی باشند و
انسان نباید در تخریب و بازسازی ساختارهای شناختی و باورهایش احتیاط بی جا به خرج دهد.
- دروغ در جامعه به رسمیت شناخته شده و گاهی مبنای عمل است.
-از خودبیگانگی در جوامع از عمق ژرفی برخوردار است و همین امر اعتماد به نفس(به مفهوم وسیع) را
کاهش می دهد.اعتماد به نفس می تواند از خودبیگانگی را کاهش دهد.
-توجه کنید به ارزش و زیبایی عشق صادقانه و بی ریا و آزادانه در مقابل عشق شهوانی و هدفمندانه و
همراه با فریب و دورنگی.
هر روز می خواهیم مشکلی را حل کنیم.
به تمام دنیا فکر می کنیم و می خواهیم تمام دنیا را عوض کنیم.
چرا به فکر خودمان نیستیم؟
چرا نمی خواهیم خودمان را درست کنیم؟
چرا به فکر تغییر و بهبود خودمان نیستیم؟
اگر من خود را درست کنم و برنامه اصلی ام همین باشد،
دیگر فکر تغییر دیگران آنقدر مهم جلوه نمی کند،
و آن همه مشکلات ساختگی خود به خود از بین می روند.
چون من خودم را درست کرده ام و قوی شده ام و در مسیر سلامت و تعادل حرکت می کنم!
چون من دیدگاهم را در مورد مسائل تغییر داده ام!
انسان های اولیه توانایی ارتباط درست و کامل را نداشتند،پس مجبور بودند برای رهایی از فشارهای
روانی،گاهی دست به خشونت بزنند.ولی آیا انسان امروزی هنوز توانایی آن را پیدا نکرده که با همنوع
خود ارتباط صحیح و کاملی برقرار کند و از خشونت بی نیاز باشد؟
در بیشتر موارد می بینیم که این رشد و پیشرفت صورت نگرفته است و انسانها بعضا! در همان سطح
ابتدایی زندگی می کنند.
البته یک مسئله جانبی،عدم انعطاف پذیری انسانهاست،انسان اگر انعطاف پذیر نباشد،دچار خشم و
عصبانیت می شود و در نتیجه ممکن است دست به خشونت بزند.خشونت فیزیکی و روانی.
این مطلب نیز به صورت فایل صوتی کم حجم ذخیره شده است.
من در این فایل صوتی دیدگاه خودم را در مورد صداقت مطلق و آثارش بیان کردم.امیدوارم برایتان مفید
باشد.
عنوان مطلب: صداقت مطلق و آثارش
حجم فایل: ۶۹۲ KB
مدت زمان: ۰۰:۰۳:۵۴
این مطلب به صورت فایل صوتی کم حجم ذخیره شده است.
من در این فایل صوتی سعی کردم تجربه ی خودم را در مورد مواجهه با مشکلات زندگی به شما منتقل
کنم.
عنوان مطلب: مواجهه با مشکلات زندگی
حجم فایل: ۸۸۷ KB
مدت زمان: ۰۰:۰۵:۰۱
این مطلب به صورت فایل صوتی کم حجم ذخیره شده است.
عنوان مطلب: خیر و شر،رقص قانون طبیعت
حجم فایل: 612 KB
دانلود : http://www.4shared.com/file/125575745/17f90616/imanika_com27_8_1388.html
در قانون طبیعت.
چرا فریاد کنم؟!
دیگر هیچ نگرانی برای من نمانده،دیگر نگران مسائل نیستم.
همه ی نگرانی هایم و مسائلم حاصل توهمات خودم بوده اند.
هیچ فشار و اجباری در زندگی ام ندارم.
آزادم،رهایم،
از همه ی دغدغه ها گذشته ام و به اهداف بزرگم می اندیشم.
و این معنای حقیقی ایمان است.
از همه بریده ام و دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست و به اهداف معنوی بزرگ و ندای درونی ام می اندیشم.
جدی وجود ندارد و کاملا طبیعی است.اشتباهات انسان قابل جبران است.
ولی یک نوع اشتباه وجود دارد که خسارتش بسیار سنگین است و ممکن است خسارتش تمامی عمر
انسان باشد.
این اشتباه ،اشتباه در نظام باورهاست.باورهایی که ما در مورد خودمان و زندگی و مرگ داریم،مسیر و
کیفیت زندگی ما را تعیین می کنند.
اگر باورها و مبنای زندگی ما عادتی و احمقانه باشند،کل زندگی ما احمقانه خواهد بود.
باورها و دیدگاه ها در مورد زندگی و مرگ را جامعه به ما تزریق کرده است،باورهایی که بیخ و بن آنها
معلوم نیست.آیا سعی کرده ایم در نظام باور خود پالایشی انجام دهیم؟
آیا نظام فکری خودمان را بر مبنای خرد ناب و شناخت صحیح و آگاهانه طرح ریزی کرده ایم یا هنوز
در همان جهتی که جامعه به ما نشان داده در حال حرکت هستیم؟
خودت میدانی که گفتنی نیست و عشق را فقط می توان لمس کرد.
وقتی که آزادانه و معصومانه با تو حرف می زنم و هیچ محدودیتی ندارم،این تجربه ی عاشقانه ی من
است،
وقتی که معصومانه به چشمانت نگاه می کنم و از این نگاه شرم نمی کنیم،وقتی که به در آغوش
گرفتنت نیازمند بودم،
وقتی که با هم آزادانه دوستی می کنیم،
من به آن عشق می گویم.
وقتی که حرف هایم را لمس می کنی من به آن می گویم عشق.هر چند این گفته ام بی معنی باشد.
وقتی با تو آزادانه حرف می زنم و هیچ حدی ندارم،به آن می گویم عشق.
وقتی که من یک دوست داشتن آزادانه را در مورد تو تجربه می کنم و وقتی می بینمت،در آغوشت
می گیرم،به آن می گویم عشق.
وقتی که تو در رفتار با من محافظه کار و محتاط نیستی و آزادانه با من ارتباط داری،من به آن می گویم
عشق.
وقتی که جدا از باورها و آزادانه با هم حرف می زنیم،به نظر من به عشق و خوشبختی نزدیک هستیم.
همان حیوان و انسان اولیه،درنده و وحشی است،ولی فقط آن خوی وحشی گری را با تشریفات خاصی
پنهان می کند.
بله همه ی حیوانات وحشی و خشن و بی رحم،گوشت را با درندگی خاصی می بلعند،انسان هم به
همین صورت است فقط نمایش کمی تغییر کرده است.
قصابی را به دیگری می سپارند،ولی کسی که گوشت می خورد،خودش هم وحشی و درنده خوی
است.چون کسی که خودش وحشی و درنده خوی نیست،اصولا نمی تواند بدن موجود دیگری را بخورد.
این توحش و بی رحمی به همه وجود شما رسوخ خواهد کرد و شما ندانسته و پنهان یا آشکار،در توحش
و خشونت خواهید زیست.
همه چیز در حال نو شدن و مدرن شدن است و این را به راحتی می توانیم می بینیم.ولی ذهن ها هنوز
دربند و سنتی باقی مانده اند.
محسوب می کنیم.
انسان در هر مرتبه و وضعیتی که هست،باید از حالت عامی بودن جدا و به گونه ای خاص شود.این یکی
از ابزارها و شیوه های خوشبختی ناب و مستقل است.ابندا باید به این شناخت برسید که انسان عامی
و معمولی چگونه انسانی است:
1- عامی کسی است که به جای تکیه بر خرد و آگاهی،بر چیزها و واقعیت های خودش تکیه می کند.
2-عامی کسی ست که هنوز در جهت سرنوشتی که جامعه و خانواده برایش مشخص کرده اند،حرکت
می کند،در مقابل انسان آگاه،خودش خالق سرنوشت خودش است.
3- عامی کسی است که برای درمان جسم و روان خود به داروهای عامیانه ای مثل سیگار،الکل،مواد
مخدر،سکس و جاه و مقام و زیبایی های جسمی و ... روی می آورد.در مقال انسان آگاه،با مراقبه و
آگاهی و اندیشه ورزی با مشکلاتش مواجهه می شود.
4- عامی بر هویت و شخصیتش تاکید می کند،ولی انسان آگاه به این نیازی ندارد که چیز ثابتی باشد.
5-عامی بر باورهایش تاکید می کند،ولی انسان آگاه،فقط آگاه و مراقب است . به باور نیازی ندارد.
6-عامی همیشه به دنبال حدها و چارچوب هایی برای حفظ آرامش است،ولی انسان آگاه ذهنش را بر
بروی همه چیز باز می گذارد و چیزی آرامش او را بهم نمی زند.
7- انسان عامی به سرنوشت و چیزهای ثابت موجود در اجتماع تسلیم می شود،ولی انسان آگاه از
تمام حدها و مرزها عبور کرده،به سمت هدف متعالی خود حرکت می کند.
به این ترتیب احتمالا بیش از 99.9 درصد انسان ها عامی هستند!!! ایرادی ندارد،هر لحظه که تصمیم
گرفته اید که از عامی و معمولی بودن خارج و به سمت آگاهی حرکت کنید،به میزان اراده و عزم خود،
به سمت خاص بودن و آگاهی و خرد حرکت کرده اید.
اثری که این درک بر تو می گذارد،فوق العاده وسیع است و موجب هوشمندی فوق العاده ات می شود.
فقط کافی ست که درک کنی که ما در دنیای فانی و زودگذری زندگی می کنیم که تمام شادی ها و غم
ها و نگرانی ها و همه ی قیل و قالش به شدت گذراست،
با این درک،زمین برایت به بهشت و مکان آرام و آزادی تبدیل خواهد شد.
اگر گذرا بودن عمر و زندگی ات را مراقبه کنی،خوشبختی و هوش تو تضمین می شود،
تو به موجود فوق العاده قدرمند و خود بسایی تبدیل خواهی شد.
ریشه،عامل محرک و ماهیت عصبانیت و نگرانی ما،
جامعه و خانواده و تجربیات گذشته است.
وجود همه ی ما پاک است،
ولی جامعه و خانواده و اطرافیان ذهن مارا آلوده کرده اند.
همه ی ما حقیقتا پاکیم،
و اگر بخواهیم می توانیم پاکی را دوباره بدست بیاوریم.